من و دیگر من

من در Piccadilly نشسته، خوردن برگر معمولی سویا، زمانی که، مانند یک بیسون شارژ قطار، یکی دیگر من به طور ناگهانی عجله در ایستادن در صندوق های پول نقد. من به طور ناگهانی خندیدم، غافلگیر و شگفت زده شدم، جرأت می گفتم ناراحت هستم، و به آرامی بلند می شوم، تماشای صحنه را مانند یک فیلم حرکتی آهسته، به او کمک می کند، دستم را بالا بیاورم یا یک کیسه بر روی شانه هایم باشد یا فقط بپرسم : هی، همه چی درست است؟ در عین حال صندوقدار لرز را متوقف نخواهد کرد؛ در حال چرخش به سمت دیگر، او بی سر و صدا وانمود می کند که جداول را در حالی که عصبی انگشتان خود را شکنجه می کند، شکنجه می کند.

همانطور که دیگر من از من آگاه می شود و متوجه می شود که او متوجه شده است، باز کن. او سریع، اما دست و پا چلفتی، می گوید که او درک فوق العاده ای دارد و باید بلافاصله آن را به من گزارش کند؛ زیرا در مورد هر دو و بیشتر از همه، سفر روح ما است. من دعوت می کنم و همراه او می آید تا در میز من نشسته و بدون یک دلیل آگاهانه دو لیوان چای سرد نعناع، ​​آنیس طعم دهنده، قبل از آن، لبخند زدن و آرامش، همانطور که در خانه، در آخر، او شروع به گفتن، در حالی که، لب های من من زانو زدم و به چشمانش نگاه کردم، گوش می کردم.

من بی سر و صدا می کنم 'یانگ Tze' – او می گوید – لبخند بین من و من زیر کلاه خز خنده دار من، لذت بردن از صداهای آب و رنگ های چشم انداز، نسیم تازه، گرما و رطوبت بر روی پوست، لنگر شده به ارائه عالی لذت و مشتاق زیبایی که احاطه شده و من پر می کند که، مانند یک رعد و برق چشمک زن خورشید، ناگهان به نظر می رسد، در سمت راست زمینه آگاهی من، چشم انداز دیگری من، پوشیدن یک سفینه فضایی، شناور در فضا خارج از سفینه فضایی، بدون پوشیدن کلاه ایمنی. من تعجب می کنم، عضلاتم تکان می خورند، سرگیجه ها پیچیده شده و چشم هایم را از بین می برند، اما غافلگیرم می کنند و تظاهر می کنند که من را ناراحت نکنند، با یک حرکت دستم از او می خواهم که او می خواهد.

به محض اینکه دیگر من از من آگاهی پیدا می کند و متوجه می شود که متوجه شده است، بلافاصله شروع به حرکات حرکاتش میکند و دهان و چشمانش را حرکت می دهد، به طوری که ارتباطی به اهمیت حیاتی داشته باشد. من تلاش می کنم که قاچاق های خود را رمزگشایی کنم و آنچه که درک می کنم این است که: من از روی مرطوب سرد اتاق مراقبه بزرگ و نیمه خالی نشسته ام، تا جایی که می توانم از صلح که محل و ارائه می دهد، محافظت شده توسط یک شبکه خالصی بزرگ که اجازه می دهد باغ زیبای اطرافم را ببینم، سبز از هزار و گل گیاهان گل و گیاه است، و گوش دادن به آهنگ های جوجه و پرنده بهشت، جریان آب و بامبو، وقتی که غریزی سرم را به سمت چپ تبدیل می کنم، به سمت ورودی، دیگر من را می بینم که در می آید و به اطراف نگاه می کند.

من درک می کنم که من تنها نیستم. من به آرامی و به طرز وحشیانه حرکت می کنم و شروع به سمت خروج می کنم، به طور مخفیانه به او می نگرم، سعی می کنم متوجه نشویم، متوجه می شویم، نزدیک است، این آینه غیرمنتظره و خوشایند از من. او بی اطلاع است، در حال مطالعه مکان مورد نظر برای درک آن، و نزدیک شدن به من، او به سرعت به عنوان بخشی از این زمینه و هیچ چیز دیگری به من نگاه می کند. من لبخند می زنم و قدم بر می دارم، با توجه به جذابیت آن رویداد، با احساس شیرین در قلب من که تمام موجودیت من را نفوذ می کند. یک درک عمیق وجود دارد که حتی در زمانی که من به شما می گویم ذهن من را حفظ می کند، ذهن من تلاش می کند با قدرت اندک خود به تجزیه و تحلیل بپردازد و چیزی را که بیشتر از خودش تعریف می کند

buy vpn

Source by Andrea Scarsi

نوشته من و دیگر من اولین بار در خرید vpn پدیدار شد.

من و دیگر منمن و دیگر من
vpn

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *